• بازديدها: 42

آخرین فریاد ۱۴۰۰ / دکتر محمدعلی سلطانی

سرویس کرمانشاه -  دکتر محمدعلی سلطانی از چهره های برجسته فرهنگی، ادبی و دانشگاهی کشور در مطلبی مفصل به جایگاه ویژه نوروز در ایران زمین، منطقه زاگرس و به ویژه مناطق کردنشین پرداخته و خواهان توجه جدی تر مسئولین و برنامه ریزان به برگزاری آیین باستانی جشن نوروز است.


خبرگزاری کردپرس _ نوروز، روز نو، روز دگرگونی زمین و زمان که هزاران سال است در جغرافیایی از شبه قاره هند تا آسیای صغیر باشکوه تمام برگزار می‌شود و قلب این فرازمندی در کوهپایه‌های زاگرس می‌طپد.
کرمانشاه از دالاهو تا شاهو آرشیو همسال با روز گار نوروز است، از قداست کاوه و پیشه آهنگری در اعتقاد مردم یارسان و جایگاه آن در کتاب مقدس سرانجام تا بریدگی‌های سر بر آورده بر پوشش تاریخی ( کوله بال ) نمدی مردم هورامان که به افتخار آنکه بازماندگان ستم ستیزانی هستند که سرهای ماران ضحاک را قطع کردند، این تن پوش ارزشمند را زیب وجود می نمایند، به هنگام نوروز با برافروختن آتش انبوه که نماد یاریگر خورشید در زمین و زمینه ساز سلطه نور بر تاریکی و اهریمن سرما و انجماد است با حمل مشعلهای آتشین که حاملان گرمی و نور هستند یکی از کهن ترین مراسم نوروزی را برگزار می کنند که پس از گذشت قرون و اعصار هم چنان به زیبایی تمام از سوی مردم این سرزمین مقدس اجرا می شود.
هرچند جوهره اسطوره نوروز در طی قرنها مانند سایر اساطیر جاوید و ماندگار مانده است اما در اکثر کشورهایی که مراسم نوروز برگزار می شود، تغییرات ذوقی در لوازمات آن صورت گرفته است اما در کوهپایه زاگرس و به ویژه مناطق کرمانشاه و سنندج همانند سرچشمه اصلی برگزاری نوروز نزدیک به همان شیوه نخستین انجام می‌شود.
در تمامی کشورهایی که مراسم نوروز را برگزار می‌کنند، اسلام جزء هویت آنهاست و جز ملیت آنها نیست، به همین سبب بنا بر اعتقاد، نوروز را با آرائی از اندیشه های اسلامی در آمیخته‌اند و نظرات پیامبر گرامی و ائمه هدی و علما  
اعلام در این باره مشهور و مکتوب است به ویژه علاوه بر حوزه شریعت نوروز با برخی از طرائق صوفیه شیعی پیوند زیربنایی دارد که امروزه نیز از جلوه های طرائق اهل سنت در شهر سنندج بهره برده و با پیوند گروه دف نوازان، حریف 
مجلس ما را که خود همیشه دل می برده است این پیرایه را هم به آن بسته اند.
 نوروز و سایر شادیانه‌ها را عید می گویند، اما به واقع این عنوان برای نوروز به تمام و کمال صدق می کند، زیرا عید از عود است؛ به معنی بازگشت، بازگشت همه چیز در سیمای دیگر از آفرینش. بازگشتی از نوع تجدید حیات دوباره در 
وجود تمامی ذرات آفرینش از خاک تا افلاک، واین بازگشت را هیچ حرکتی نمی تواند همراه آن نباشد و در فراگیری این گستره پهناور مانع آن گردد. 
در پرده پنهان و لایه های تو در توی اجتماعی بازگشت به خویشتن خویش و آداب و رسوم و فرهنگ ملی و میهنی دارد که سیر تطوری به درازنای تاریخ را با خود دارد و با حفظ جوهره اسطوره نوروز با شیر اندرون شده با جان به در رود.
این عید فراگیر فکری و طبیعی که زاگرس آرشیو آن است نیاکان ساکنان آن سرزمین هزاران سال این بار بهاری را بر دوش خویش به امروز  رسانده اند و متعلق به هیچ دسته و گروه و سیستم و ساختار و سازمان خاصی نیست یا دستاورد چند روزه مسئولان موسمی نیست که بخواهند به آن سمت و سو بدهند. مسئولان استانی و حتی کشوری موظف به یاری و حسن برگزاری آیین های کهن ملی هستند، عدم توجه به  مردمی که ذرات دگرگونی و بازگشت درک  طبیعت و ملیت در وجود شان غلیان دارد خلاف قاعده مدیریت عقلانی است و هر گونه ایجاد محرومیت در هر حوزه برای جامعه، در حکم اجرای مجازات آن جامعه است. دوایری که برنامه ریزی و مدیریت مراسم نوروز را در طاق بستان به عهده داشته اند، خواسته یا ناخواسته مسیری نامناسب را برای محل برگزاری این واقعه تاریخی و تاثیر گذار انتخاب کردند و اگر  چنانکه شایسته بود با بررسی درست زحمات خود را در مکان مورد نظر به اجرا می گذاشتند، نقطه عطفی در سرنوشت گردشگری کرمانشاه رقم می خورد.
هرچند که زمینه جذب توریست در کرمانشاه چنانکه بارها گفته و نوشته ام هنوز مقدمات آن به نحو لازم مهیا نیست، اما این رویداد می توانست بیانگر توانایی های بالقوه این استان در زمینه یاد شده باشد. مکان نامناسب می گویم، نخست اینکه طاق بستان بن بستی محصور است و از دیرباز خلوتگاه بوده است تا میعادگاه جلوت و قرق پادشاهان 
ساسانی و سپس اطراقگاهی برای تن آسانی که به مرور تا گلوگاه آنرا ساختمان و دیوار در برگرفته و از شور بختی هنوز هم به ثبت جهانی نرسیده است و در قضیه صحن امامزاده و تله کابین معلق مانده است.
دوم با وجود کتیبه ثبت جهانی شده بیستون و محل معتبر توقفگاه شیخعلی خان و فضای گسترده طبیعی حریم آن که با استفاده از ویدئو پروژکتور و امکانات مشابه اهالی کرمانشاه می‌توانستند از برنامه‌های زنده و اجرای ارزنده هنرمندان جوان و زبردست همشهری خود که در آن مجلس ویژه انجام شد، بهره مند شوند و روزی تاریخی و سودمند را در آستانه نوروز بیافرینند.
هزاران نفر از زن ومرد و پیر و جوان کرمانشاهی که به سبب سیاستگذاری‌های نادرست دهه های پیشین در ردیف نخستین شهرهای افسرده ایران قرار دارد و در نامه سرگشاده به رئیس جمهور تمامی آمارها را یادآور شده و در روزنامه کثیرالانتشار منتشر شده است، _ مردم این شهر چه گناهی مرتکب شده اند که باید با محرومیت از بزم شادیانه میراث پدران خود مجازات شوند. نوروز پیروز و بزم دگرگونی طبیعت را که میراث نیاکان آنهاست درک نکنند، در حالی که به گزارش حاضران مجلس مزبور بیش از شصت صندلی در محدوده محصور طاق بستان از مدعوین ویژه خالی بوده است و انبوه شیفتگان و دلسپردگان بزم نوروز در پشت نرده‌ها اجازه حضور نداشته اند ! در حالی که  بزم نوروز در استان مجاور و در شهر سنندج با همان میهمانان در استادیوم شش هزار نفری گولان با حضور اهالی برگزار شد و کاروان نوروزی آنها روز ۲۳ اسفند از باغ هنر تهران آغاز شده، پس از گردش در شهرهای همدان و کرمانشاه، روز پنجشنبه ۲۶ اسفند وارد سنندج شد و کارناوال جشن نوروز متشکل از گروه های مختلف اقوام ایرانی و نمایندگان ۱۲ کشور جهان در پیاده راه فردوسی سنندج و خانه کرد و استادیوم گولان به اجرای برنامه‌ متنوع و شادی نظیر هه لپرکی و دف نوازی پرداختند.
برنامه ریزان برگزاری در شهر کرمانشاه که حتی ودایع الهی را از اهالی آگاهانه یا نا آگاهانه دریغ می دارند، در شهر افسرده ای که کشور آن رتبه ۱۱۶ خوشبختی را پس از کشور جنگ زده مالی و پیش از اوگاندا و لیبریا در جهان دارد، باید بدانند که رفع این همه ناکامی و محرومیت با ایجاد محدودیت و بزم ویژه التیام نمی یابد. نوروز را جهانیان شناخته و گرامی داشته اند و سازمان ملل متحد روز چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۸ = ۲۴ فوریه ۲۰۱۰ آنرا روز بین المللی باعنوان روز فرهنگ و صلح جهانی در تقویم خود ثبت کرده و به رسمیت شناخت و در نگاه جهانیان نیز روز زمین شناخته شده‌است، ما آنرا نشناخته ایم. نوروز تاب محدودیت های اعمال شده را نداشته و ندارد، همه شهرها و روستاهای کرمانشاه خانه نوروز است، شیوه مدیریت یک برند جهانی برای شهری نیازمند این نیست. و دیگر آنچه در مسیر تاریخ و تمدن ایران زمین بر سر جاده بغداد به خراسان و دروازه آسیا قرار دارد کتیبه بیستون و فضای آزاد و قابل پذیرش و گنجایش آن و اقامتگاه معتبر دوران صفویه و احداث شیخعلی خان زنگنه کرمانشاهی است و طاق بستان بن بست محصور و محدود نیست که حفاظت صحن و سنگ آن مشکل باشد!؟ و در بیم صدمه حاضران قرار گیرد؟! هرچند ما سالن شش هزار نفری نداریم و پیاده راه مدرس هم بجایی نرسید؟!!
 بهر روی اگر با سعه صدر و برنامه ریزی درست و ایجاد زمینه لازم برای جلب و جذب گردشگر با نیروی جاذبه این همه نعمات و آیین و رسوم کم نظیر قدم به میدان نگذاریم و همچنین مردم را شریک در تمامی موارد اجتماعی، فرهنگی، هنری، و ... قرار ندهیم، همانطور که در عرصه های اعتقادی همین مردم گردانندگان اصلی هستند، جز ویرانی بیشتر به آبادانی نخواهیم رسید و گام در راه توسعه نخواهیم گذاشت. برگزاری مجالس ویژه شیوه مواجه با این مردم غیور و شریف و بزرگوار نیست، این مردم ولی نعمت مسئولان هستند، آنها را با محرومیت مجازات نکنید.
در آخرین فریاد سال ۱۴۰۰ برای تمامی همشهریان سالی پر از همه خوبیها و برای همه هم میهنان سالی سرشار از بهترین ها و برای جهانیان سالی خالی از جنگ و آوارگی و گرسنگی آرزو دارم.